جمعه 1386/08/18
جز اینکه چرا بعضی ها تنهام گذاشتن.....
هزاران هزار بار از سمانه جونم ممنونم که بخاطر خط دوم یه حرکتی کرد که تمام غم و غصه هام رفت
الهی که فداتون بشم
دوشنبه 1386/08/14
یه چیزی رو اول بگم:دوازدهم آبان هم مادر بزرگم توی سن یکصدویازده سالگی فوت کرد
..............................................................................
میگید از زندگی هدفی ندارم
میگید لیاقت عشق رو ندارم
میگید بی احساسم
میگید کافرم
میگید فهم ندارم
میگید نفس هم نکش و بمیر
میگید...................
...........................
و آخر سر هم میگید ازدواج کردم!!!
چی بگم...
درس رو ول کردم چون دیگه بسه...ارضاء شدم ازش
کار رو ول نکردم و یکی در میون میرم
عشق رو نخواستم چون دارم میرم
آره ........بعضی ها میدونن۲۳/۱۰ واسه همیشه گورم رو گم میکنم
خوووووووووووووووبه
تمام هدف من آغاز زندگی جدید اونور دنیاست
اینجا من تموم شده ام
جمعه 1386/08/11
یه چند روزی توی این دنیا نبودم....یکی به من بگه چه خبرا؟
از دیشب رفتم سرکار وخودمو مشغول کردم.تا صبح از این سالن به اون سالن
یه سوال دارم که جوابتون برام خیلی مهمه:
من نه اهل ریشو بودن در عزا هستم و نه اهل مشکی پوشیدن و این کارا
توی ماشینم هم همچنان موزیک به راهه اونم از نوع شادش
حالا بگید کارم درسته یا اشتباه؟
پ ن:از همه کسایی که از طریق کامنت sms و یا تماس بهم تسلیت گفتن ممنونم
چهارشنبه 1386/08/09
سه سال پیاپی و از دست دادن هر سه عزیزام
ایشالا هیچ وقت غمی نبینید
قدر پدر و مادر و خواهر و برادرتون رو بدونید
بهار رفت.....
پدرم از داغ عزیز دلش رفت.....
مادرم هم از غم اون دو رفت پیششون
نمیگم منم میخوام برم.....
هرچی خدا خواست به همون راضی ام
زندگی ام رو میکنم
میخوام بازهم شادترین باشم
ایکاش حوصله داشتم و میتونستم بهتون سر بزنم
مخصوصآبه ساناز که بلاخره بعداز چند ماه اومد...

