تبليغاتX
(من و تنهاییم)
امروز 

چهارشنبه 1386/11/24

امسال هم روز عشق رو میخوایم با هم باشیم

مثل چند سال گذشته....

برای هم کادو بخریم ....

ناهار رو بیرون با هم بخوریم

یادش بخیر ...

آخرین بار که با هم بودیم اون تصادف کذایی پیش اومد

خدا رو شکر که فقط پات یه کم برید

حدود ۷۰ روز گذشته و باز هم لحظه دیداره

همه خیال میکنن که عشق باید اونطوری باشه....

ولی هیچکس اینطوریش رو نمیتونه هضم کنه

 

نوشته شده توسط بهمن موضوع:
• لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1386/11/18

به قول گیتا ۴۰ روزه که آپ نکردم

خیلی حرفها واسه گفتن دارم ولی اندازه همین ۴۰ روز میشه که نطقم کور شده

حالا همینی که مینویسم خیلی تحفه و شاهکاره

-الان قرار بود کجا باشم ولی چی شد...

-دیشب فهمیدم شادی جونم فارغ التحصیل شده.ایشالا که به تمام آرزوهات برسی

-خیلی بی معرفت شدم.خیلی ها اومدن و رفتن ولی دریغ از یه جواب من

-اینقدر هوا سرد و دلگیره که آدم دستش به هیچ کاری نمیره

-دلم برای ساناز خیلی تنگه....خدا ......چی شد که عوض شد

-اینقدر ننوشتم که ادبیات نوشتاریم نم کشیده

برم تا بیش از این گند نزدم

نوشته شده توسط بهمن موضوع:
• لینک ثابت   •