تبليغاتX
(من و یادشون)
امروز 

چهارشنبه 1387/01/14

سلام

اینم از اولین نوشته سال:

تعطیلات خوش گذشت؟

واسه من که نصف بیشترش توی گرما بود و دلم تاب نیاورد و سه سوته پیچوندم اومدم

رامسر.

به خدا هیچ جا واسه تعطیلات همین مملکت خودمون نمیشه

سومین سالگرد بهار هم سپری شد و من نمیدونم چرا هنوز هستم؟

دیروز سیزده بدر بود و من سه ساله که توی این روز یه نذری دارم....

از اول صبح تا آخر شب با ماشینم هر خانواده ایی که به ماشین وسط جاده ها مونده

تا جلوی در خونش میرسونم

خودت رو مسخره کن.....

اینم یه جورشه....حتمآ باید پول بندازم توی اون صندوقای مسخره؟

یه خوانواده ۶نفره رو(یه نوزاد و دو تا بچه) از چیتگر بردم تا یکی از دهات کوره های شهریار

پدرشون همه رو فرستاد و اومدم پیشم گفت صبح که داشتیم میرفتیم یه خانواده جلومون

رو گرفتن و گفتن توی اینجا غریبیم و داریم میریم شهرمون و پولمون تموم و ......

مرد گفت ده هزار تومن توی جیبش بود پنج هزار به اونا داد و با چهار هزار تا چیتگر اومد

از صبح عزا گرفته بود که چه جوری برن تا خونه.......

قطره قطره اشک میریخت و میگفت که من پاداش کار صبحش هستم

من گفتم ما هممون واسه هم وسیله ایم......

بیایین کمک به هم رو مهمترین کارمون قرار بدیم.

 

نوشته شده توسط بهمن موضوع:
• لینک ثابت   •